بابا صفرى
205
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
تاورنيه تاجر و سياح فرانسوى نيز ، كه در زمان شاه عباس ثانى بايران آمده ، در سفرنامهء خود نوشته است « از همه جاى ايران مردم براى زيارت قبر شاه صفى « 1 » باردبيل ميآيند و اين مسئله ، باتفاق تجارت ابريشم كه ذكرش خواهد آمد ، اردبيل را يكى از معتبرترين شهرهاى مملكت كرده است » و ضمن شرح قسمتهاى مختلف بقعه آورده است كه « آن مسجدى كه شاه صفى در آنجا مدفون است منضم شده است به چندين بناى ديگر ، كه مدخل آنها از طرف ميدان است كه در جنوب آن يك كرياس عالى ديده مىشود . درب مدخل مسجد با يك زنجير آهن صليبوار ، كه بحلقههاى محكم وصل شده ، حراست مىشود . هر مقصر و جنايتكارى كه دست بدان زنجير برساند و داخل محوطه شود در امان است و كسى نميتواند او را دستگير نمايد . حياط مسجد بزرگ و طولانى است و از طرف خارج ، پشت ديوارى كه بميدان نگاه مىكند ، تمام طول ديوار دكاكين براى كسبه و اهل صنعت ساخته شده است . از اين حياط بزرگ اول داخل حياط دوم ميشوند كه وسعتش كمتر است و با تختهسنگهاى صاف مفروش شده يك جوى آب هم از وسط آن ميگذرد . درب مدخل اين حياط هم مثل حياط اول بزرگ و همانطور زنجير آهنى بدان نصب شده است و اين در سمت چپ در گوشهء حياط بزرگ واقع است و بتوسط يك كرياس داخل شده به طرف ايوانى كه بسبك مملكت ساختهاند پيش ميرود . در روى آن ايوان همه قسم از زوار و متحصنين ، كه بواسطهء امورات مختلفه بدانجا پناه آوردهاند ، ديده ميشوند و در اين حياط است كه واردين وقت دخول ترك اسلحه و چوب و عصا نموده از درب بزرگ و زنجير آهنى عبور مىكنند و بيك ملائى كه هميشه آنجا نشسته و كتابها در جلوى خود دارد احسانى نياز ميكنند . در حياط دوم كه جوى آب ميگذرد از يكطرف حمامها و از طرف ديگر انبارهاى گندم و برنج واقع شده ، در سمت چپ در منتها اليه همان حياط يك درب كوچكى ديده مىشود كه مقابل مطبخ است و از آنجا هرروز و هرشب خيرات و مبرات سلطنتى را ميان فقرا تقسيم مينمايند . اين درب كوچك از ورقهء نقره مستور است و در مطبخ
--> ( 1 ) - منظور همان شيخ صفى است .